| X | ||
دلشدگان
![]()
صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است .
افراد آنلاین :
بازديد ها
:
Powered By: NikBlog.Com
تغییر آدرس
ارسال شده در تاریخ 1389-آبا-7 و ساعت 11:01
با عرض پوزش برای مشاهده وبلاگ ، به این آدرس مراجعه بفرمایید:
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
2 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
مقدمات درمان اعتیاد در کنگره 60
ارسال شده در تاریخ 1389-آبا-1 و ساعت 11:47
| اگر به دنبال راهی برای درمان اعتياد خود ، يا يكي از عزيزانتان هستيد ، در خواست مي كنيم به هر آنچه كه ما تجربه كرده ايم خوب ودقيق توجه كنيد |
|
اعضای جمعیت احیای انسانی کنگره 60 ، کسانی هستند که سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده و بعد از اینکه راه های متداول و مرسوم را امتحان کرده اند ، در نهایت با روش تدریجی ( DST) به درمان رسیده اند و به صورت افتخاری و رایگان آمادگی دارند تا به همه کسانیکه به دنبال درمان قطعی اعتیاد هستند کمک کنند . شما با عضویت در تالار گفتگوي اعتياد و مواد مخدر می توانید به اطلاعات کامل از نحوه درمان دسترسی داشته باشید و به راحتی با کسانیکه سالهاست درمان شده اند ارتباط برقرار نمایید ، و از تجربیات آنها بهره مند گردید . درخواست می کنیم با مطالعه مقدمه زیر با ما همراه شوید : 1_ همه اعضاي كنگره 60 قبلا اعتياد داشته و يا به نوعي در گير با مواد مخدر بوده اند(مثلا برادر ، همسر و فرزندشان اعتیاد داشته اند) ، مقالات وتجربيات افراد رهاشده را در آرشيو سايت با حوصله بخوانيد. 3_ براي شروع درمان لازم است حتما برای مشاوره اوليه به يكي از شعب مراجعه نماييد 4_ با تجربه دريافته ايم با خواندن نوشتارها و مطالب آموزشي نمي توانيد خود را درمان كنيد ، بايد راهنما بگيريد. افراد زيادي در شهرستانها بوده اند كه با گرفتن راهنما ومراجعات موردي به درمان رسيده ويا در حال درمان هستند. 5_ درمان اعتياد به انواع مواد مخدر نياز به فرايند زمان دارد ، یعنی حد اقل 10 ماه طول مي كشد وشما بايد صبور باشيد. 6_ كليه خدمات كنگره 60 از مشاوره تا درمان کامل ، رايگان است ، تنها هزينه اي كه مي پردازيد ، بهاي پكيج آموزشي شامل كتاب ونشريت وسي دي 13500 تومان و هزينه پستي 4000 تومان است.و هيچگونه وجه ديگري را پرداخت نخواهيد كرد . 7_ آدرس وشماره تلفن وساعات كاري شعب بر روي صفحه اصلی سایت قيد شده است.( براي مشاهده كليك كنيد ﴾ 8_ چنانچه در شهرستان هستيد پس از واريز مبلغ مذكور به حساب ﴿شماره 0303883235003 سیبا بانک ملی بنام آقاي حسین دژاکام ) براي ارسال با واحد نشريات در تهران تماس بگيريد. تلفن: 93-77648490 فكس:77648489 9_ همه كساني كه در كنگره مشغول به كار هستند ، افتخاري به شما كمك مي كنند. وخدماتشان رايگان است. 10_ يادمان باشد اگر اعتياد ترك كردني بود و به عبارتي دویا سه روزه مي شد خلاص بشويم ، نبايد امروز هيچ معتادي وجود داشته باشد. 11_ برای درمان کامل ، صبور ،مصمم و پي گير باشيد ، يعني همان كاري را كه ما كرده ايم . 12_ نكته ظريف وبسيار مهم اينكه بدون راهنما ، ( بدون شناخت انسان ، مواد مخدر و اعتیاد) كار خيلي مشكل است. علت عدم موفقيت ما در گذشته اين بودكه بيماري اعتياد را دست كم مي گرفتيم. 13_ در تالار گفتگو و چت روم تنهامدیرانی كه نام آنها قرمز رنگ است ، راهنمايان درمان اعتياد در كنگره هستند می توانید با آنان ارتباط مستقیم داشته باشید . 14_ براي همه سازمان ها ، نهادها، NGO ها ، وكساني كه در حوزه پيشگيري ، مهار ، و درمان اعتياد تلاش ميكنند ، احترام قائل هستيم ، وهمكاري متقابل داريم . نظرات وديدگاههايي غير از مديران و راهنمايان كنگره الزاما نمي تواند ، بيانگر تفكرات كنگره 60 باشد. گروه مرزباني سايت كنگره 60 |
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
5 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
همسفر
ارسال شده در تاریخ 1389-مهر-7 و ساعت 01:33
| ||
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
4 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
رها یافته از اعتیاد
ارسال شده در تاریخ 1389-شهر-3 و ساعت 08:46
كنگره 60 :: 1389/06/01 در آن زمان من مجرد بودم و اطلاعات نادرستي از مواد مخدر داشتم ميخواستم بيشتر از زندگي لذت ببرم.در اوايل حشيش و مشروب و بعد هم ترياك را بصورت تفريحي مصرف ميكردم ولي كم كم بصورت روندي ادامه پيدا كرد در واقع 3 سال نامزد اعتياد بودم [گفتگو ي رهايافتگان اعتياد ] همانطور كه ميدانيد متد و روش درماني كنگره 60 برسه پايه جسم روان جهانبيني است كه نقص در بازسازي هر كدام از اين اضلاع در شخص بيمار به مواد مخدر باعث عدم تعادل و ناقص شدن پروسه درمان است.امروز بعد از گذشت حدود 14 سال از كشف اين روش توسط جناب مهندس دژاكام و كسب تجربيات فراوان در زمينه روش درماني dst حداقل براي اعضاي كنگره اين مهم اثبات شده است كه در روش سقوط آزاد و قطع ناگهاني مواد مخدر هر چقدر هم شخص به سوي كسب آموزش و تغيير جهانبيني پيش رود هنوزهم به دليل عدم بازسازي سيستم شبه مورفين فرد دچار عوارض جسمي و دروني و عدم تعادل خواهد بود. گفتگوي زير به همين مساله پرداخته. پاي صحبت جناب آقاي سعيد مجيدي از راهنمايان كنگره 60 نشستيم كه بعد از گذشت 6 سال تصميم به سفر گرفتند و علت و تفاوتهاي قبل و بعد از سفر را از زبان ايشان ميشنويم. سلام خدمت شما آقاي مجيدي لطف بفرماييد خودتان را معرفي نماييد: من هم به شما و همه خوانندگان سلام عرض مي كنم .من سعيد مجيدي متولد 1351 ساكن تهران هستم. آخرين مصرف من ترياك (4گرم) بصورت كشيدني به مدت 10 سال بود. آقاي مجيدي چطور شد به سمت مصرف مواد مخدر رفتيد؟ در آن زمان من مجرد بودم و اطلاعات نادرستي از مواد مخدر داشتم ميخواستم بيشتر از زندگي لذت ببرم.در اوايل حشيش و مشروب و بعد هم ترياك را بصورت تفريحي مصرف ميكردم ولي كم كم بصورت روندي ادامه پيدا كرد در واقع 3 سال نامزد اعتياد بودم و 7 سال هم مصرف كننده. احتمالا اين دوران مصادف شده بود با ازدواج شما اين طور نيست؟ دقيقا همينطور است.وقتي با همسرم ازدواج كردم از موضوع اطلاع نداشت.2 سال او را فريب دادم كه متوجه نشود ولي دست آخر فهميد. وقتي فهميد چه شد؟اصلااز تخريبها بگوييدچه خانوادگي و چه مالي و ... مثل همه ناراحت شد و درگيريها ازهمانجا شروع شد خيلي چيزها ازدست دادم شغلم،پس اندازمُ ُ،ماشين و ... يادم ميآيد 10 تا 15 بار شغل عوض كردم ولي هر بار همه چيز خراب مي شد. فراز پسرم 3 ساله بود آنقدر عصبي بودم كه او را مي زدم.يك آدم افسرده نا اميد و دل مرده كه از همه چيز ميترسيد و تمامي تخريبها را روي همسرش خالي ميكرد.اصلا آرامشي براي من وجود نداشت.محل كارم ملاصدرا بود و يك خانه مجردي در اسلامشهر داشتم و هر روز اين مسير طولاني را بعد از كار طي ميكردم تا بتوانم مصرف كنم.شب ساعت 12 به خانه خودم ميرسيدم.و همسرم خيلي تحمل كرد در آخر هم وقتي كه مساله علني شد در حمام مصرف ميكردم و هر بار فراز پسرم ميپرسيد چكار ميكني؟ ميگفتم دل درد دارم و دارو مصرف ميكنم واين بود كه هر بار حمام ميرفتم به مادرش ميگفت بابا دل درد داره. آقاي مجيدي جالب اما تلخ بود. دقيقا اينها واقعيت اعتياد است وجز فرهنگهاي آن و تكرار آن براي خودم اين اهميت را دارد كه در هر جايگاهي بدانم قبلا چه بوده ام و الان چه هستم. آقا سعيد جرقه مصرف نكردن براي شما كي خورد؟ شخص مصرف كننده تا زماني كه تخريب زيادي نداشته باشد نمي فهمد و تفكر نميكند در كتاب مهندس هم نوشته درد شكافنده فهم است.براي من هم همينطور بود تخريبهايي كه ايجاد كرده بودم باعث شد همسرم از من جدا شود. جدا يعني خانم شما طلاق گرفت؟!! بله سال هشتاد بود كه اين اتفاق افتاد با يك فرزند پسراز همانجا تكان خوردم و تصميم گرفتم كاري براي خودم انجام دهم. چه كاري براي خودتان انجام داديد؟ از عطاريها تا پزشكان و تركهاي مختلف.اما به بيست روز نميرسيد كه دوباره مصرف ميكردم.تا اينكه يك روز سريال مسافر را تماشا ميكردم جناب مهندس در آن قسمت در حال صحبت بودند انگار يك نفر از درون من صحبت ميكرد.پيگير شدم تا اينكه كنگره را پيدا كردم. از كنگره بگوييد همانطور كه ميدانيد من با سقوط آزاد وارد كنگره شدم بعد از سه ماه به خاطر رعايت نكردن قوانين مصرف كردم اما دوباره برگشتم واين بار ماندگار شدم و با توجه به پيشنهادات زياد براي سفركردن پنج سال و يازده ماه با سقوط آزاد ادامه دادم تا اينكه... تااينكه تصميم به سفر كردن گرفتم. دقيقا بعد از يكسال به كه با اين روش مسير را رفتم وسوسه ها از بين رفته بود اما هر چه زمان گذشت متوجه يكسري مشكلات درون خودم شدم و احساس كردم نقصي در كارم هست. آقاي مجيدي قبل از اينكه ادامه دهيد براي دوستاني كه كمتر شما را ميشناسند بگوييد همسرتان چه شد انگار برگشتند ؟ بله بله برگشت بعد از يك مدتي كه كنگره بودم با مشورت مهندس با ايشان صحبت كردم و او قانع شد كه برگردد واين برگشت خيلي به من و پيوند بين ما كمك كرد. خدا را شكر به مساله سفر برگرديم . بله بعد از گذشت مدتي اين كمبودها و مسايل مرا به فكر واداشت اولا آموزشهاي كنگره را انجام ميدادم ولي آرامش نداشتم هنوز هم حالتهاي عصبي داشتم در عمل و رفتارم افسردگي نمايان بود به كوچكترين مسايل نمي توانستم تمركز كنم و پرش افكار زيادي داشتم حتي در رانندگي هم مشكل داشتم در آن زمان رفتارم با رهجويانم خيلي خشن بودم در مسايل جسمي هم مشكل داشتم اولا زود خسته مي شدم بعد از ظهرها نميتوانسم بخوابم چون اگر مي خوابيدم حالتهاي خماري به سراغم مي آمد با اينكه 4 سال مواد مصرف نميكردم درمسايل زناشويي هم مشكل داشتم ومسايل ديگر.اما هنوز هم براي سفر كردن ترديد داشتم. چرا چه چيز باعث اين ترديد شده بود؟ الان كه فكر مي كنم ترس و واهمه از ناشناخته ها بود اما با حركت در جهت سفر همه چيز حل شد.مثلا دوباره مصرف مواد مسايل كاري و اجتماعي يا احساس خجالت از اينكه من لژيون داشتم و راهنما بودم حالا بايد سفر كنم.براي همسرم هم سخت بود ولي با صحبتهاي آقاي خدامي و آقا و خانم حجازي و ديگر دوستان تصميم را گرفتم روزي كه مهندس دستور سفر را صادر كرد به من گفت ((سعيد الان در دلت عروسي است )) و واقعا همينطور بود. چطور وا قعا اينطور بود؟ بله.قرار بود من از روز شنبه سفرم را آغاز كنم اما شب قبل از آن موقع تقسيم وعده ها طاقت نياوردم و 50 ميلي گرم مصرف كردم وقتي جريان را براي مهندس تعريف كرم كلي خنديد و اين نشان از نفس گرسنه من بود. دوران سفر چگونه گذشت؟ اوايل سفر بهم ريختم واز حالم در عذاب بودم اما بعد از مدتي شوق رهايي در من پديدار شد.مسايل و عوارض آشكار و پنهانم شروع به درمان شدن كرد.وبعد از رهايي كاملا نمايان شد كه درمكان به درستي انجام گرفته.در ادامه وزنم به حالت طبيعي برگشت و خوابم تنظيم شد راحتتر فكر ميكنم و بهتر تمركز ميكنم و رفتار و برخوردهايم خيلي خوب شد. آقاي مجيدي در طول سفر اضافه هم مصرف كرديد؟ راستش را بخواهيد يكبار در دومين كاهش پله اضافه مصرف كردم اما به راهنمايم جناب خدامي نگفتم چون تصورم اين بود كه خودم راهنمايم ودرستش ميكنم تا اينكه به آقاي خدامي گفتم و ايشان گفتند تو راهنماي ديگراني نه خودت. سفر شما چقدر طول كشيد؟ يازده ماه و چهار روز. شما و همسر محترمتان از راهنمايان فعال و پر بار هستيد در اين باره حرفي نداريد؟ ممنون از شما .من از همسرم تشكر ميكنم كه هميشه در كنار من بوده و هست .در طول سفر بار زيادي تحمل كرد از سوالات و نگاههاي ديگران گرفته تا مسايل دروني خود اما هيچگاه به روي خود نياورد و ثمره اش اين رابطه زيبا و عاشقانه بين ماست كه حاصل آموزشهاي كنگره 60 است.بله همسر من سال هشتاد و چهار كمك راهنما شد به نظر من اين جايگاه فقط عشق است. آقاي مجيدي كلام آخر... در كنگره بيشتر عميق شويم ندانسته هايمان در اين عمق بدست مي آيد. تشكر فراوان از حضورتان و آرزوي موفقيت براي شما و خانواده محترمتان. تهيه گزارش : مسافر ،فرشيد صداقتي منبع خبر : وبلاگ نمایندگی شادآباد
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
4 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
حال خوش بعد از رهایی
ارسال شده در تاریخ 1389-مرد-18 و ساعت 09:55
كنگره 60 :: 1389/05/11 بعد از درمان اعتیاد انگار یه خون تازه در رگهام جریان پیدا کرده ، امید به زندگی در من زنده شد ، شدم یه آدم جدید ، بعضی وقت ها باور نمیکنم من حدود 60 سال سن دارم.بعضی وقت ها از خودم می پرسم : تو واقعا 60 سال سن داری؟ [حال خوش بعد از رهايي] مسافر حبیب خلیلی سال 1329 در تهران متولد شده و از سن 32 سالگی مصرف مواد رو شروع کرده ، اولین بار به صورت اتفاقی با تریاک آشنا شده ، یه روزی که سر درد شدید داشته به توصیه دوستای با دانشش برای رفع سر درد تریاک مصرف می کنه. خودش می گه : دفعه اول هیچ اتفاق خاصی نیافتاد ، بر عکس سردردم بدتر شد.اما دفعه دوم که مصرف کردم قضیه چیز دیگه ای از آب دراومد.شغل من آهنگری بود ، در یکی از روز های کاری در محل کارم افراد دیگر در حال کشیدن وافور بودند که با اصرار آنها من هم مصرف کردم.چشمتان روز بد نبیند ، فکر نمیکردم چنین حالتی به من دست بدهد.انگار روی ابرها در حال پرواز بودم ، فکر می کردم جادوئی اتفاقی افتاده ، وافعا لذتبخش و خوشحال کننده بود. آقا حبیب ما در آمدش از راه آهنگری بدست می اومد ، همونطور که استحضار دارید آهنگری شغل سخت و سنگینی هست.به این نتیجه می رسه برای اینکه بتونه بیشتر کار کنه هر چند روز یک بار تریاک رو مصرف کنه.به گفته خودش بعد از مصرف یه قدرت عجیبی به اون دست می داده و مثل 3-4 تا آدم کار می کرده. در ادامه میگه : بعد از چند وقت مصرف به جائی رسیدم که دیگه من تصمیم نمی گرفتم کی مصرف کنم و این مواد بود که برای من تصمیم می گرفت که من باید هر روز مصرف کنیم تا بتونم مثل یه آدم طبیعی به زندگیم ادامه بدم. ازشون پرسیدم که در دوره مصرف تریاک و شیره چه چیزائی رو از دست داده که باحسرت جواب داد: همه چیز و سرمایه جوانی که باید صرف ساختن خانواده و زندگی میشد اما من آن را در راه مصرف مواد مخدر تباه کردم و باعث از بین رفتن وقت و زمان من شد.دیگه خسته شده بودم ، از اینکه اسیر شده بود ، ازینکه دیگه مثل آدمای عادی نمی تونست از خواب بیدار شه ، حتی به یه مسافرت چند روزه بره ، چون اون درگیر شده بود. و همین موضوعات چند تا سوال مهم در ذهن ایشون بوجود آورد که : تا کی باید مصرف کنی؟ تا کی باید به این وضع ادامه بدی؟ تا کجا می خوای اینجوری حرکت کنی؟ و بعد از اون به خواست خدا ، راه درمان در کنگره 60 از طریق دخترش به اون نشون داده شد ، که البته اوایل باور نمی کرد بتونه... چون تمام راه های ترک اعتیاد به غیر از سم زدائی ، مثل دارو درمانی ، سقوط آزاد ، جادو درمانی و هر راه دیگه ای که به ذهنتون برسه امتحان کرده بود اما به نتیجه ای نرسیده بود و تما باوراش از بین رفته بود. اما بعد از ورود به کنگره با مصرف شیره و تریاک و طی کردن 11 ماه طول درمان (سفر اول) با راهنمائی آقای علیرضا زرکش در تاریخ 1388/2/2 به درمان اعتیاد رسید. *بعد از درمان اعتیاد انگار یه خون تازه در رگهام جریان پیدا کرده ، امید به زندگی در من زنده شد ، شدم یه آدم جدید ، بعضی وقت ها باور نمیکنم من حدود 60 سال سن دارم.بعضی وقت ها از خودم می پرسم : تو واقعا 60 سال سن داری؟اما خودم فکر می کنم مثل یه جوون 20 ساله پر انرژی و با نشاطم و به کل عوض شدم.دیگه دیدم نسبت به زندگی منفی نیست و تمام ثانیه به ثانیه زندگیم لذت می برم* آقا حبیب ، بعد از درمان اعتیاد در کنگره 60 برای باز پرداخت خدمات اعضای کنگره شروع به خدمت کردن کرد. در حال حاضر به عنوان مرزبان در پارک لاله ، مشاور شعبه آکادمی و مسئول خرید پارک طالفانی می باشد که بعضی وقت ها هم دستی در امور فنی کنگره 60 دارد که امیدواریم که با ادامه دادن این راه به خواسته های خود که رسیدن به حال خوب می باشد دست پیدا کنند. منبع خبر : وبلاگ نمایندگی آکادمی
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
0 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
ترک اعتیاد یا درمان !
ارسال شده در تاریخ 1389-مرد-8 و ساعت 10:22
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است:یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می نماید [تجربيات ترك يا درمان اعتياد] رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است:یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می نماید. یک مصرف کننده،تمام زندگی و فکر و ذکرش در مصرف مواد مخدر خلاصه شده است.در مورد خانواده مصرف کننده هم این چنین است که تمام زندگی و فکر و ذکرشان در فرد مصرف کننده خلاصه شده است. خانواده سعی می کند،مشکلی را که خود مصرف کننده نمی تواند حل کند را به کنترل خود در آورد.خانواده در این توهم است که می تواند ماهیت مشکلی را که در آن علم و دانش ندارد،حل کرده و کنترل کند ... !!! آیا مشکل اینگونه حل می شود ...................... !!؟ نظر شما چیست .............................. !!؟ با سپاس از همکاری شما عزبزان ....... ما برای یک بار ایستادن،هزاران بار زمین خوردیم ------------------------------------------------------ ارسال پاسخ : مسافری از کردستان قطعا راه حل این نیست زیرا مشکل اعتیاد یک مشکل انتزاعی نیست یعنی بدین شکل نیست که این مشکل را بتوان خارج از اختیار وهمراهی شخص معتاد مدیریت وحل نمود. بگذارید مثالی بزنم فرض کنیم شخصی مشکل مالی داشته باشد وخانواده این شخص بخواهد این مشکل را حل کند که در این حالت به راحتی میتواند به اینکار اقدام نماید چرا که مورد را منتزع از فرد مبتلا به نیز میتوان حل نمود ونیاز چندانی به همراهی فرد ندارد وبه دانش خاصی نیز نیاز نیست . ولی در مورد اعتیاد قضیه کاملا فرق می کند وبرای درمان هم نیاز به آگاهی فراوان در خصوص این بیماری خود خواسته وجود دارد وهم همراهی وخواست قلبی ودرونی شخص مبتلا را می طلبد .وبدیهی است عدم شناخت خانواده از بیماری وبه تعبیر دیگر نشناختن صورت مسئله اعتیاد ممکن است به جای اینکه به حل مشکل کمک کند باعث بغرنج تر شدن آن شده و با بکار بردن روشهای غلط درمان هرچند همراهی فرد مصرف کننده را هم به همراه داشته باشد به دلیل به نتیجه نرسیدن ، خانواده را به سوی این باور غلط سوق دهد که اعتیاد درمان ندارد ومعتاد تا دم مرگ معتاد باقی میماند واین جاست که معتاد حمایت خانواده را از دست داده وچه بسا با از هم پاشیدن خانواده به ورطه سقوط واضمحلال نهایی واز دست دادن ارزشهای انسانی سقوط کند برای مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید http://c61.ir/showthread.php?tid=4342 www.c60.ir
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
3 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
شربت تریاک
ارسال شده در تاریخ 1389-مرد-2 و ساعت 10:59
این داستان معجزه اپیوم تینکچر از زبان یکی از مسافران کنگره 60 میباشد که احیای دوباره خود را مدیون این ماده جادویی است. معجزه شربت تریاک (اپیوم تینکچر، اپی تینک ، OT ) این داستان معجزه اپیوم تینکچر از زبان یکی از مسافران کنگره 60 میباشد که احیای دوباره خود را تا مدیون این ماده جادویی است. درباره OT قبل از بیان هر مطلبی اول بهتر است کمی در مورد ترکیبات OT بگویم ، این ماده جادویی تشکیل شده است از اپیوم(تریاک)،الکل،ترکیبی از روی، آب و مواد نگهدارنده . شاید خیلی ها در برخورد اول و با بوییدن این ماده اضهار نمایند که الکل با تریاک منافات دارد و کاملاً ضد هم هستند ؛ بله درست است اما مقدار الکل موجود در اپیوم تینکچر بسیار کم است و تنها نقش حلال را بازی میکند حدوداً 15 تا 20 % الکل دارد و 80 تا 85 % اپیوم(تریاک) وآب ودیگر مواد نامبرده است که الکل موجود در آن بر اثر مرور زمان کمتر هم میشود. فکر کنم تا اینجا برای یک شناخت نسبی کافی باشد. سلام دوستان شاهرخ هستم یک مسافر 10سابقه مصرف شیشه ، حشیش و قرص ترامادول داشتم و خیلی خوشحالم از اینکه می گویم داشتم چرا که هیچ وقت در باورم نمی گنجید که بتوانم زمانی بدون مصرف مواد مخدر روز را به شب برسانم. روزی به خواست خداوند با مکان مقدسی به نام جمعیت احیای انسانی کنگره 60 آشنا شدم که به جرات می توانم از آن همیشه به بهترین و بزرگترین روز زندگیم یاد کنم ، در لحظه اول جالب تر از همه برایم این بود که بر روی تابلو سر در این جمعیت هیچ اشاره ای به اعتیاد نشده بود ؛ داخل شدم یکی از کسانی که در حیاط ایستاده بود مرا در آغوش گرفت گویی که سالهاست مرا میشناسد و این اولین نقطه جذب من شد همان شخص مرا راهنمایی و مشاوره کرد و تقریباً صورت مسئله اعتیاد را برایم شکافت و مرا تا حدودی توجیح کرد ، به من گفتند که طول مدت درمان از نظر جسمی حدوداً 10 ماه است و این نکته بود که مرا برای درمان در این جمعیت تشویق کرد ، چرا که خودم هم اعتقاد داشتم نمیشود 10 سال تخریب را 3 ساعته و یا 1 هفته ای جبران نمود و بعد از آن دارویی را به نام ( OPIUM ) تریاک به من معرفی کرد ؛ در لحظه اول به دلیل عدم آگاهی کمی شکه شدم اما پس از شنیدن دلایل آن قانع شدم و پکیج آموزشی را تهیه کردم و از همان روز بعد از ظهر در جلسات شرکت کردم . بعد از یک هفته یا سه جلسه که به عنوان میهمان در جلسات حضور داشتم اجازه آنرا پیدا کردم که راهنمایم را که هر چه دارم از اوست انتخاب کنم و قبول کردم که هیچ نمیدانم ( اول ندانی را بدان ، تا بدانی را بدانی ) این جمله ای بود که در بدو ورود در بالای نشریات به چشمم خورد. راهنمایم شرح حالم را پرسید و شروع به منظم کردن و تیپرینگ(کم کردن پله ای) قرصهایم کرد؛ از 10 عدد قرص شروع شد و بعد از یک ماه و نیم قرصهایم کاملاً قطع و جایش را کاملاً به تریاک داد و هیچ مشکلی نداشتم که این موضوع برای خودم بسیار با ارزش بود چرا که من قبل از ورود به کنگره از تریاک متنفر بودم البته بعضی اوقات که قرص نداشتم از روی ناچاری مصرف میکردم ولی حالا آنرا به عنوان یک دوست و داروی درمانم قبول کرده بودم. بعد از حدود دو ماه که از سفر اولم می گذشت یک روز در جلسه نشسته بودم که زمان دادن پیامها شد راهنمایم بر روی سکو رفت و پیام شربت تریاک یا معجزه OT را داد البته آن روز از معجزه آن خبر نداشتم ؛ با عجله از جلسه بیرون رفتم و به راهنمایم گفتم جریان شربت تریاک چیست ؟ راهنمایم توضیحاتی داد و من هم ابراز علاقه کردم و راهنمایم هم پذیرفت و گفت خیلی هم به نفع خودم است. پس از چند روزی حدوداً 30 نفر بودیم که به خدمت جناب آقای مهندس دژاکام بنیانگذار کنگره 60 رسیدیم و ایشان نیز توضیحاتی به ما دادند و ما را کاملاً توجیح کردند از توضیحات ایشان کاملاً مشخص بود که این پروژه برای کنگره از اهمیت خاصی برخوردار است فردای آن روز به مرکز ملی مطالعات اعتیاد واقع در میدان قزوین مراجعه کردم و 96 cc OT برای مصرف 14 روز را دریافت کردم و با یک خوشحالی خاصی به خانه آمدم ؛ خوشحالیم به خاطر این بود که دیگر مجبور نبودم برای تهیه داروی خودم پیش کاسب مواد مخدر بروم . زمانی که به خانه رسیدم درب بطری را باز کردم و بوکشیدم بوی تریاک به مقدار زیاد و کمی هم بوی الکل به مشامم خورد؛ ساعت 2 بعد از ظهر شد و باید جیره ظهر را مصرف میکردم ؛ 2CC OT را در سورنگ کشیدم و چون از مزه آن خبر نداشتم آنرا خالی روی زبانم ریختم (وای چقدر تلخ بود) اشکالی ندارد به جای آن تلخی شیرینی هایی داشت که تمام آن تلخی را از یادم می برد که در ادامه آنها را خواهم گفت. و اما این OT که صحبتش را می کنیم و در حال حضر به راحتی هر چه تمام تر به دست مسافران سفر اول کنگره 60 می رسد حاصل 10 سال تلاش و تحقیق تئورسین و بنیانگذار کنگره 60 است ک تک تک افرادی که با OT درمان می شوند یا شده اند این را میدانند و برای آن احترام قائل می باشند و کاملاً مشخص است وقتی که اثبات یک موضوع 10 سال زمان می برد و انرژی برایش صرف میشود باید شیرینی های بسیاری داشته باشد که مزه تلخش در مقابل آن نا چیز است. خوب حال دیگر می خواهم کمی از آن شیرینی های OT بگویم ، زمانی که وارد پروژه OT شدم دیگر ارتباطم با کاسب و مواد فروش کاملاً قطع شد و از بار القائات منفی بسیار کاسته شد . دیگر نگران بد یا خوب بودن داروی درمانیم نبودم چرا که OT با یک درجه خلوص یکسان تولید می شود و اندازه گیری آن بسیار دقیق است حتی می شود آنرا تا يك صدم سي سي هم اندازه گیری کرد که این دو خصوصیت OT در تعادل جسمی بعد از درمان بسیار موثر است. مایع بودن OT و از طرفی جذب سریع آن . از نظر قضایی و قانونی مشکلی ندارد زیرا توسط خود دولت توضیع می گردد ودر آخر نیز از نظر هزینه نسبت به OPIUM (تریاک) باید بگویم مفت و مجانی است چون قیمت یک لیتر آن که حدوداً برای 5 ماه مصرف من کفایت می کرد 300000 ریال بود که در مقایسه با دارو های دیگر واقعاً نا چیز است و آن تعادلی که صحبتش را کردم از همه این ها شیرین تر است به همیت خاطر در ابتدا از OT بعنوان یک معجزه یاد کردم. دیگر نگران این نبودم که اگر تریاک پیدا نکردم چه کار کنم، مانند مصرف کننده ای بودم که اصطلاحاً جنسش همیشه زیر سرش است و کاسب جایش را به دکتر و انسانهای متشخص و خدمتگذار به خلق داده بود ، بله دوستان این گوشه ای از شیرینی های OT بود و مهم تر از همه این است که هر سفر اولی که با OT درمان می شود و به سفر دوم می رسد کنگره 60 به اهداف خود نزدیک نزدیکتر می شود. دوران سازگاری: به دلیل اینکه OPIUM (تریاک) جایش را با OT عوض میکند مدت 3 تا6 هفته زمان می برد تا جسم و گیرنده های مرفینی بدن به OT عادت کنند که این دوران را در کنگره دوران سازگاری می نامند ، البته این به این معنا نیست که در طول این مدت جسم دچار مشکل و یا کمبود شود که این دوران برای خود من حدوداً 20 روز یا 3 هفته طول کشید اما نئشگی بعد از آن به دوران سازگاریش می ارزید و این مطلب را به این خاطر بیان کردم که مسافران سفر اول که تازه به روی پروژه قرار می گیرند کمی آگاه تر شوند. هر پله یا هر 21 روز که از میزان مصرف OT به مقدار ضریب 8/0 یا 20% کاسته می شد. رنگ و روی من بهتر و خواب و خوراکم به حالت تعادل نزدیکتر می شد و الان هم که در سفر دوم خود افتخار خدمت در کنگره را دارم شاهد همین تغییرات در مسافران سفر اولی به خصوص مسافرانی که با OT درمان می شوند هستم، البته این به معنای این نیست که OPIUM بی اثر است ، نه! منظور من این است که OT ( شربت تریاک) چندین بار بهتر و موثر تر از OPIUM (تریاک)میباشد . www.c60.ir
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
0 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
ترک اعتیاد یا درمان !
ارسال شده در تاریخ 1389-تير-3 و ساعت 08:25
من ابراهيم صادقي ۳۶ ساله با مصرف ترياك ، شيره ، حشيش و مشروب وارد كنگره شدم و با راهنمايي جناب اقاي علي خدامي به درمان رسيدم . - سلام خدمت شما جناب اقاي صادقي در ابتدا خودتان را معرفي نماييد: ضمن عرض سلام خدمت شما و خوانندگان عزيز من ابراهيم صادقي ۳۶ ساله با مصرف ترياك ، شيره ، حشيش و مشروب وارد كنگره شدم و با راهنمايي جناب اقاي علي خدامي به درمان رسيدم . - اين همه مواد را باهم مصرف ميكرديد ؟ اصلا چه شد مصرف كننده شديد ؟ تقريبا همه را با هم . دوران كودكي و نوجواني من دوران پر فراز و نشيبي بود . خانواده شلوغ و پر جمعيتي داشتم و امكاناتي كه شايد يك پدر و مادر ميتوانست براي فرزندانش تهيه كند مانند امروز نبود . - يك لحظه ، يك سوال يعني نبود امكانات رفاهي باعث اعتياد شما و افراد ديگر مي شود ؟ نه منظور از لحاظ روحي و رواني و يا همان محبت كه به نوعي همواره يك كمبود بود و من به دنبال اين كمبود بودم و ان را ميخواستم با مواد جبران كنم . - اين شايد منطقي تر باشد اولين باري كه مواد مصرف كرديد يا به قول خودتان دنبال محبت بوديد....؟ در سن پانزده سالگي بود . خواهر زاده ام مصرف ترياك داشت و به پيشنهاد او ، با حدود صد و پنجاه تومان در ان زمان يك مثقال ترياك خريديم و مصرف كرديم . اولين بار كه مصرف كردم دچار سرگيجه ، تهوع و منگي شدم و چيزي از نشئگي نفهميدم با خودم گفتم شايد درست مصرف نكرده ام بنابراين بار دوم مصرف كردم و در انجا لذت مواد به كام شد و در ان نشئگي براي خودم دنياي جديدي ساختم احساس كردم مشكلات روحي و كمبودهايم برطرف شده اما نميدانستم اين انرژي درون خودم است كه ازاد ميشود. - حتما شما هم فكر ميكرديد معتاد نمي شويد بنابراين ادامه داديد ؟ دقيقا همين بود حتي ديده بودم كه افرادي به خاطر مصرف مواد به چه روزي افتاده اند اما خودم را از انها جدا ميدانستم مصرف ترياك ادامه داشت تا اينكه در دوران خدمت به مصرف حشيش هم روي اوردم . مشروب هم كه هميشه در دسترس بود و من واقعا يك مصرف كننده واقعي و قهار شده بودم . چهره ام به مرور تغيير ميكرد و تخريبها به ارامي نمايان ميشد و اخرين نفري كه فهميد معتاد شده ام خودم بودم - اين در دوران مجردي بود . شما متاهل هستيد همسرتان قبل از ازدواج از اين وضع اگاه بود ؟ در دوران نامزدي ايشان چيزي نمي دانست سه يا چهار ماه بعد از ازدواج در خانه شروع به ساختن مشروب كردم و در مهماني ها هم ترياك مصرف ميكردم و به او ميگفتم تفريحي مصرف ميكنم اما به ارامي شروع به مصرف ترياك در خانه كردم همسرم ناراضي بود اما من ديكتاتوري عمل ميكردم و او مجبور به پذيرفتن بود وبايد كنار مي امد . - از تخريبهايي كه روي خانواده يا اجتماعي و كاري ايجاد كرده بوديد بگوييد از لحاظ مالي كم نمي گذاشتم اما بواسطه مصرف مواد عصبي و پرخاشگر شده بودم . دست بزن هم پيدا كرده بودم هميشه خواسته هايم را به خانواده تحميل ميكردم .اما به ارامي اين عدم تعادل در رفتار در محل كارم هم تاثير داشت مشتريانم را از دست دادم دير به سر كار ميرفتم صورت هزينه ها بالا رفته بود و پايه هاي مالي سست شده بود اما باز هم مصرف ميكردم چون بدون مواد نميتوانستم راه بروم -اولين جرقه ترك يا درمان اعتياد چگونه خورد ؟ ان زمان صحبت از درمان نبود بيشتر از ترك صحبت ميشد .به خاطر مشكلاتي كه ايجاد كرده بودم اين تفكر در ذهن من بود . اما جرقه اصلي ترس از دست دادن همسر و زندگي بود . به خاطر عذابي كه به خانواده ام داده بودم همسرم پيشنهاد به جدايي داد ولي من عاشق همسر و فرزندانم بودم و اين يك نقطه قوت در دلم بود كه مرا به سمت و سوي جديد سوق مي داد - به قول خودتان ترك هم كرديد؟ چند بار اقدام كردم فكر ميكردم اگر مصرف نكنم ترك كرده ام و به جاي ان مشروب ميخوردم اما بعد از چند روز دوباره شروع ميكردم و هر بار مصرف بيشتر ميشد و ان زمان بود كه نا اميد ميشدم و ميگفتم تا اخر عمر اين مواد با من است . راههاي زيادي هم رفتم . ترك سنتي ، ترك دارويي، سم زدايي اما نتوانستم ادامه دهم . - از سم زدايي بگوييد چطور بود ؟ اين روزها تبليغ زيادي در اين خصوص ميشود قبل از رفتن به كلينيك به خودم گفتم اين اخرين بار است پس ۳-۴ گرم مصرف كردم و رفتم . وقتي از انجا مرخص شدم حال خوبي نداشتم يكسري قرص روان گردان تجويز شده بود ان ها را مصرف كردم . اما بعد از چند روز همه چيز عوض شد . نميتوانستم راه بروم ،مغزم فرمان درست نميداد .كوچكترين ادرسها را فراموش ميكردم . خواب درست نداشتم چندين بار تصادف كردم . جالب اين بود با خودم ميگفتم درمان شده ام . پس ميتوانم مشروب و حشيش مصرف كنم اما بعد از هر بار مصرف حالم بدتر ميشد . تا جايي كه ديگر طاقت نياوردم و رفتم ترياك مصرف كردم . - چگونه با كنگره اشنا شديد؟ از طريق يكي از اقوام به شعبه اكادمي رفتم مشاوره شدم . مشاور من اقاي مسعود حيدري بود فكر نمي كردم مصرف كننده بوده انگار يك پزشك، با محبت خاص با من صحبت ميكرد . حس عجيبي در من ايجاد كرد . بعد از 3 جلسه راهنمايم جناب خدامي را انتخاب كردم . احساس خوبي داشتم مطمئن بودم در اينجا درمان ميشوم . - كه درمان هم شديد بله درمان شدم . سفرم حدود ۱۰ ماه طول كشيد . در اين مدت مواد را به چشم دارو ميديدم و خودم را ديگر معتاد نمي دانستم متوجه شدم در اثر عدم اگاهي به اين سمت رفته ام و حالا بايد با حركت خودم و پذيرش مسئوليت،راهم را به سمت درمان و تعادل طي كنم. - بعد از سفر مشكلات حل شد ؟ مشكلات جسمي صد در صد حل شد و در ادامه در سفر دوم شروع به حل مشكلات بيروني نمودم و توانستم با اموزشهاي كنگره اغلب مشكلاتم را حل كنم اكنون كه پنج سال از درمانم ميگذرد به واسطه تغيير نگرش متوجه شدم كه اين مشكلات در جهت ارتقاء خودم است - شما و همسرتان از راهنما هاي كنگره هستيد اين در زندگي شما تاثير گذاشته ؟ بسيار زياد . براي من و همسرم كنگره مجزاي زندگي نيست و اين اسايش و ارامش در زندگي ما از كنگره بدست امد و هر روز هم بهتر و بيشتر ميشود . كنگره به نوعي پيوند محبت بين خانواده را عميق تر ميكند . - اقاي صادقي حرف اخر ............... كساني كه با مشكل اعتياد مواجه اند بدانند راه هست و نا اميد نشوند و به دنبال راه باشند كه با حركت راه نمايان ميشود و كساني كه در كنگره هستند بدانند قبل از اينكه كنگره نيازمند خدمت ما باشد اين ما هستيم كه به خدمت كردن نيازمنديم .متشكرم - با تشكر از حضور شما وارزوي موفقيت براي شما و خانواده تان مصاحبه:فرشید صداقتی www.c60.ir
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
3 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
صفت گذشته در انسان صادق نیست ،
ارسال شده در تاریخ 1389-خرد-23 و ساعت 08:32
شخص مصرف کننده مواد مخدر ، از ابتدا که مصرف کننده نبوده است ، خیلی از مصرف کنندگان ، انسان های درستکار و صادقی بودند و در راه خیر و نیکی حرکت می کردند اما به بواسطه اعتیاد ، تغییر جهت پیدا کرده « صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است » این قانون ، یکی از زیباترین قوانین الهی است و نشان از رحمت عام پروردگار متعال دارد .
نشانی از آن که به مخلوق برتر خویش ،﴿ انسان ﴾اختیار داد تا راه سعادت یا شقاوت را برگزیند . ( به راستی که انسان را در رنج آفریدیم و هر دو راه خیر و شر را بدو نمودیم ﴾ آيات 4تا10 سوره بلد این خود انسان است که انتخاب می کند و این انتخاب، مسیر حرکتی اورا به سمت هدف مشخص می گرداند . اما آیا سرنوشت اورا هم تعیین خواهد کرد ؟ به عبارتی اگر شخص ، قدم در راه شر گذاشت و شروع به حرکت در این راه کرد ، سرنوشت شوم ابدی خود را رقم زده و باید هر روز شاهد فرو رفتن بیش از پیش خود در تاریکی ها و در نهایت عذاب و عقاب الهی باشد ؟ آیا هیچ امیدی به بازگشت نیست ؟ قدم نهادن در راه خیر چطور ؟ آیا کسی که در این راه قدم گذاشت اطمینان دارد که سرنوشت او ، سعادت ابدی است؟ احتمال اشتباه وجود ندارد ؟ چه کسی تضمین کرده که شخص ، با قدم نهادن در هر یک از این دوراه ، ناگزیر به ادامه آن تا انتهاست؟ قطعاً اینطور نیست . انسان در هر لحظه می تواند تصمیم خود را تغییر دهد و راه خود را عوض کند . مرزی که بین خیر و شر وجود دارد ، دارای دروازه های متعددی است که انسان هر لحظه می تواند با تردد از این دروازه ها ، از راهی وارد راه دیگر شود .
در زندگی اکثر انسان ها ، این اتفاق به کرات رخ داده و مدام در حال تردد از این دروازه ها و تغییر از حالتی به حالتی دیگر بوده و هستند و هستیم . این سخن خداوند متعال است که : ( سوگند به شفق ، سوگند به شب و آنچه فرو پوشاند ، سوگند به ماه چون بدر کامل شود ، که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می شوید﴾ .16تا19/انشقاق بارها و بارها شاهد بوده ایم که چه کسانی از راه شر وارد راه خیر و بالعکس شده اند . یک شخص مصرف کننده مواد مخدر ، از ابتدا که مصرف کننده نبوده است ، خیلی از مصرف کنندگان ، انسان های درستکار و صادقی بودند و در راه خیر و نیکی حرکت می کردند اما به بواسطه اعتیاد ، تغییر جهت پیدا کرده و وارد راه تاریکی ها و ضد ارزش ها شدند . ولی آیا با وقوع چنین اتفاقی دیگر همه چیز تمام شده است ؟ آیا یک فرد مصرف کننده باید تا آخر عمرش مصرف کننده بماند و از سرنوشت شوم خود به خداوند گلایه کند ؟ تجربه به ما نشان داده که اینطور نیست .
چه بسیار انسان های ره گم کرده ای که با ورود به کنگره 60 ، مسیر اصلی حرکت به سمت مقصود را پیدا کرده اند و با عزمی راسخ و ذهنی از بدی فارغ ، مشغول طی طریق هستند. ولی طبق قانون « صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است » به اینگونه افراد که در راه خیر حرکت می کنند هم از خطر گمراهی مصون نیستند . ( شیطان همیشه در کمین است ) این تنها مثالی بود که آن را در قالب اعتیاد بیان نمودیم ، در تمامی جوامع و دوران و اعصار ، این نوع تردد ها ، رخ داده و خواهد داد و گریزی از آن نیست . با مثالی دیگر این قانون را بیان می کنم : اگر کسی نفر اول کنکور دانشگاه شد ، هیچ تضمینی وجود دارد که به عنوان نفر اول دانشگاه فارق التحصیل شود . آیا اگر کسی با رتبه ای پائین وارد دانشگاه شد نمی تواند به عنوان نفر اول دانشگاه فارق التحصیل شود ؟ اما چه کنیم که وارد راه سعادت و خیر شویم و پس از آن دوباره به ورطه نابودی کشیده نشویم و محکم و استوار ، در راه کسب معرفت و کمال حرکت کنیم ؟ کنگره 60 تنها راه را برای رسیدن به این منظور ، تزکیه می داند ، انسان تا زمانی که صفات ناشایست خود را پالایش نکند ، توان حرکت در مسیر خیر و ارزش ها را ندارد .
طبق آموزش های کنگره 60 اولین اقدام برای تزکیه تفکر است ، زیرا انسان دائماً به پندارها لباس گفتار و کردار می پوشاند ، پس با توجه به سیر تکوینی پندار - گفتار- کردار باید ابتدا به افکار خویش رجوع نموده و به آنها سروسامانی بدهیم . زیرا صفت محصول مجموعه پندار ،گفتار و کردار است . با زایش تفکر سالم ، گفتار و کردار نیز به تبع آن به سلامت می رسند و مجموع این تغییر ها ، تحولی بنیادی در صفات انسان به وجود می آورد که در نهایت ختم به انسانی با صفات عالیه و شخصیتی سالم می گردد. طبق تعریف کنگره 60 ، تفکر حرکتی است از مجهول به معلوم و یا از یک مبدا به مبدا دیگر ، این کار توسط عقل صورت می گیرد .
تفکر سالم زائیده عقل سالم است و عقل سالم ، محصول آموزش صحیح می باشد ، پس پیش نیاز تفکر سالم آموزش است . آموزش در بالاترین استانداردها ، در کنگره 60 در جریان است و برای رسیدن به مطلوب (با توجه به سلسله مراتب ذکر شده) باید نهایت بهره را از آموزش ها ببریم . در پایان این نکته را عرض کنم که نظر اکثریت قریب به اتفاق اولیا و عرفا براین است که بالاترین مراتب تزکیه ، در چهار واژه خلاصه می شود ، انجام واجبات ، ترک محرمات . افق این چهار واژه ، بسیار وسیع است و تنها در مسائل دینی و مذهبی خلاصه نمی شود و به راحتی با مسائلی که پیرامون آن صحبت نمودم قابل جمع است .
به عنوان مثال : برای یک عضو کنگره ، حضور به موقع در جلسات ، مصرف دقیق طبق دفترچه و مطیع فرمان راهنما بودن ، انجام واجبات و پرهیز از آنچه تحت عنوان حرمت در کنگره قرائت می شود ، ترک محرمات است .
در پناه حق سرافراز باشید
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
0 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
خماری ونشئگی چیست ؟
ارسال شده در تاریخ 1389-خرد-23 و ساعت 06:35
خماری ونشئه گی چیست ؟ چگونه انسان نشئه یا خمار مي شود ؟؟؟؟ بالارفتن مقدار مواد افيوني و ضد درد (مثل اندرفين ها ، دينورفين ها و ... ) جسم از يك حد معين ، ايجاد نشئگي مي كند و به همين ترتيب پائين آمدن از يك حد معين آن هم ايجاد خماري مي كند !! اگر يك شخص طبق عادتي كه خودش بوجود آورده ، ميزان حداقل مواد مخدر در بدن او مثلاَ 3 ميلي گرم باشد ، با مصرف كردن 4 ميلي گرم نشئگي او آغاز مي شود ! پس بر حسب عادت او با 3 ميلي گرم حالش عادي است . حال در نظر بگيريم شخصي را كه مقدار مصرفش 100 ميلي گرم است ، پس او با 100 ميلي گرم حالت عادي دارد و هر چه از 100 ميلي گرم پائين بيايد خماري و هر چه بالاتر برود نشئگي است . آيا به نظر شما كسي كه 3 ميلي گرم و يا كسي كه 100 ميلي گرم حداقل هاي عادت او هستند كدام يك بيشتر نشئه مي شوند ؟ بايد گفت با يك فرق اساسي هر دو از يك ميزان نشئگي لذت مي برند ! و آن فرق اساسي اين است كه كسي كه با 100 ميلي گرم خودش را عادت داده رنج بيهوده را براي خود فراهم نموده است . در حقيقت هم پول و هم سلامتي و وقت خود را بيشتر هدر داده است . پس كسي كه 3 ميلي گرمي است باهوش تر و زيرك تر مي باشد و آن فرد 100 ميلي گرمي كارش مثل اين است كه از يك شماره روزنامه 10 نسخه بخرد . حرف حساب اين است كه اگر شما مصرف كننده هستيد و قصد درمان كردن را نداريد با كمي تلاش و برنامه ريزي مي توانيد خودتان را به حد كمترين ميزان عادت دهيد و اصلاَ هم كار مشكلي نيست ، فقط تصميم مي خواهد و راه حل ، به همين دليل بود كه در قديم هروئيني هاي حرفه اي سالي يكبار ترك مي كردند ، تا مصرف مواد خود را كاهش بدهند و با مقدار كم هم به مقصد مي رسيدند . اين مطالب به طور خلاصه و برگرفته از كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر مي باشد ، كه نگارنده و خيلي از دوستان ديگر امروز با دسترسي به آموزش هاي كنگره پس از سال هاي متمادي مصرف انواع مواد مخدر دريافته ايم و در واقع طي دوران اعتياد نمي دانستيم كه هر چه بيشتر مصرف مي كنيم بيشتر نشئه نمي شويم بلكه با دست خودمان زمينه هاي وابستگي به مواد بيشتري را فراهم مي كرديم كه به صورت طبيعي در بدن ما توليد مي شده و هر چه قدر مقدار مصرف افزايش مي يافت برابر بود با وابستگي بيشتر به همان نسبت . حال اگر شما به فكر درمان نيستيد يا به هر دليلي به دنبال نشئگي و علاقه مند به ادامه مصرف مي باشيد بدانيد مصرف شما در آينده اي نزديك بيشتر از اين خواهد شدكه امروز مصرف مي كنيد ، براي نمونه از خودتان بپرسيد آيا چند سال قبل همين مقدار را روزانه مصرف مي كرديد ؟ و آيا با اين مقدار نشئه يا خمار مي شديد ؟ ؟ پس عادت امروز شما نتيجه اضافه مصرف كردن ديروز است و چنانچه به فكر مهار آن نباشيد اين نسبت افزايش سريع در آينده شما را دچار مشكل مي كند . !!! رحمت فيضي منبع کنگره ۶۰
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
2 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
تجربه رهايي از اعتياد
ارسال شده در تاریخ 1388-فرو-16 و ساعت 07:51
| ||
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
2 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
ميشه كه معتاد نباشي، من تونستم
ارسال شده در تاریخ 1388-فرو-9 و ساعت 12:37
ميشه كه معتاد نباشيد ، ما هزاران نفر هستيم كه سالهاست درمان شده ايم ، البته بعد از اينكه راههاي متداول را امتحان كرديم ونتيجه نگرفتيم ، در آخر با روش تدريجي كنگره درمان شديم ، بدون عوارض ، هزينه ، وعود مجدد و... شما هم ميتونيد.
اگر به دنبال راه درمان اعتياد براي خود ، يا يكي از عزيزانتان هستيد ، در خواست مي كنيم به هر آنچه كه ما تجربه كرده ايم خوب ودقيق توجه كنيد.
1- همه اعضاي كنگره قبلا اعتياد داشته و يا به نوعي در گير با مواد مخدر بوده اند(مثلا برادر يا همسر وفرزندشان ) ، مقالات وتجربيات افراد رهاشده را در آرشيو سايت با حوصله بخوانيد.
2- نشريات زيادي( پكيج آموزشي) در كنگره وجود دارد كه مي توانيد مراجعه و تهيه كنيد ، اگر در شهرستان هستيد اعلام كنيد تا برايتان ارسال شود.
3- براي شروع درمان لازم است حتما به يكي از شعب كنگره مراجعه كنيد
.4-شما با اطلاعات اوليه نمي توانيد خودتان را درمان كنيد ، بايد راهنما بگيريد. افراد زيادي در شهرستانها بوده اند كه با گرفتن راهنما ومراجعات موردي به درمان رسيده ويا در حال درمان هستند.
5-درمان اعتياد نياز به فرايند زمان دارد حد اقل 10 ماه طول مي كشد وشما بايد صبور باشيد.
6- كليه خدمات كنگره 60 از مشاوره تا درمان رايگان است ، تنها هزينه اي كه مي پردازيد ، بهاي پكيج آموزشي ( شامل كتاب ونشريت وسي دي )مي باشد كه 12500 تومان است.و هيچگونه وجه ديگري را پرداخت نخواهيد كرد .
7- آدرس وشماره تلفن وساعات كاري شعب بر روي همين صفحه قيد شده است.
8- چنانچه در شهرستان هستيد با ارسال آدرس وواريز وجه برايتان ارسال مي گردد ( حساب شماره 0303883235003 سیبا بانک ملی بنام آقاي حسین دژاکام)، اما براي شروع درمان نياز به راهنما داريد ، وبايد حداقل يك جلسه به نزديكترين شعب ما مراجعه كنيد.
9- همه كساني كه در كنگره مشغول به كار هستند ، افتخاري به شما كمك مي كنند. وخدماتشان رايگان است.
10-يادمان باشد اگر اعتياد ترك كردني بود و به عبارتي دوسه روزه مي شد خلاص بشويم ، نبايد امروز هيچ معتادي وجود داشته باشد.
11- صبور ومصمم وپي گير باشيد ، يعني همان كاري را كه ما كرده ايم .
12- نكته ظريف وبسيار مهم اينكه بدون راهنما ، كار خيلي مشكل است. علت عدم موفقيت ما در گذشته اين بودكه بيماري اعتياد را دست كم مي گرفتيم.
13-در تالار گفتگو وچت روم كساني كه نام آنها قرمز رنگ است ، مدير وراهنمايان كنگره هستند ،
14- براي همه نهادها، ngo ها ، وكساني كه در حوزه پيشگيري ، مهار ، ودرمان اعتياد تلاش ميكنند ، احترام قائل هستيم ، وهمكاري متقابل داريم .
15- نظرات وديدگاههايي غير از مديران وراهنمايان كنگره الزاما نمي تواند ، بيانگر تفكرات كنگره 60 باشد.
به اميد رهايي همه بيمارن اعتياد
لطفا كليك كنيد تا بدانيد چگونه ميشود رها باشيد:
http://www.forum1.congress60.org/showthread.php?tid=445
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
2 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
همسفران كنگره 60
ارسال شده در تاریخ 1387-بهم-29 و ساعت 11:38
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
اعتياد وخانواده
ارسال شده در تاریخ 1387-بهم-29 و ساعت 11:29
| ||
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
راز درمان اعتياد
ارسال شده در تاریخ 1387-بهم-13 و ساعت 01:30
| ||
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
7 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
بد نيست كه بدانيم
ارسال شده در تاریخ 1387-بهم-6 و ساعت 05:56
جملات و نقل قولهایی درباره موفقیت
هیچ چیز بیهوده تر از با جدیت و تلاش انجام دادن کاری نیست که اصلاً نباید انجام شود!
- همیشه به خاطر داشته باشید که تصمیم خودتان برای موفق شدن از هر چیز دیگر مهمتر است.
- سعی نکنید فقط انسانی موفق باشید، سعی کنید انسانی با ارزش باشید.
- موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر از کاری که انجام می دهید خرسند و راضی باشید، حتماً موفق خواهید شد.
- اگر بیشتر به طبیعت و خوبیهای بی حد و حصر جهان نظاره کنید، اگر تلاش کنید تا به افق های وسیعتری از اندیشه و عمل دست یابید، اگر از درون احساس آرامش کنید، روزی توام با موفقیت را سپری کرده اید.
- رمز موفقیت در دنبال کردن هدف بدون مکث و درنگ است. ولی موفقیت چیست؟ من موفقیت را در تشویق تماشاچیان نمی بینم، موفقیت در رضایت خود از کاری است که انجام داده ام.
- رمز موفقیت در استواری در قصد و نیت است.
- نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.
- دیروز جرات مبارزه داشتیم، و امروز شهامت موفقیت.
- کسی به موفقیت دست می یابد که خوب زندگی کند، زیاد بخندد و زیاد دوست بدارد. کسی که احترام افراد عاقل و فرزانه را جلب کرده باشد و کودکان خردسال را دوست بدارد. کسی که دنیا را بهتر از آنچه یافت، ترک کند، چه با بزرگ کردن یک فرزند صالح، چه سرودن شعری زیبا، و چه با نجات دادن یک انسان. کسی که مورد تحسین منتقدان باشد و خیانت دوستان را تحمل کند. کسی که همیشه زیبایی های دنیا را ستایش کند. کسی که بهترین خصوصیات افراد را ببیند و بهترین ها را تقدیم آنها کند. کسی که زندگیش یک الهام باشد و خاطره اش یک نیایش.
- فاصله بین دیوانگی و نبوغ فقط با موفقیت اندازه گیری می شود.
- هر لحظه را دوست داشته باشید. گل ها در تاریکی رشد می کنند. به همین دلیل هر لحظه از ارزش زیادی برخوردار است چون روی کل تاثیر می گذارد. رمز موفقیت در زندگی، در موفق بودن در تک تک آن لحظه هاست.
- انسان موفق کسی است که قادر است با آجرهایی که دیگران به سویش پرتاب میکنند، پایه و بنیادی محکم و استوار برای خود بسازد.
- فرصت های کوچک همیشه مقدمه ای برای موفقیت های بزرگ است.
- این خواست و اراده ی ماست که آینده مان را شکل می دهد. موفقیت و شکست ما نتیجه عمل خودمان است نه کس دیگری. این خودمان هستیم که می توانیم هر مانعی را از پیش پایمان برداریم یا اینکه در این راه پر پیچ و خم گم شویم. انتخاب ما، مسئولیت های ما، موفقیت ها و شکست های ما هر چه که باشند، کلید سرنوشتمان در دست خودمان است.
- من قیمت موفقیت را می دانم: فداکاری، تلاش، و از خود گذشتگی مداوم برای رسیدن به آنچه که می خواهید اتفاق بیفتد.
- همیشه چیزهایی اتفاق می افتد، که واقعاً آنها را باور داشته باشید. ایمان و باور است که باعث می شود چیزی اتفاق بیفتد.
- عقل سلیم در این است که یک روش را انتخاب کرده و آن را آزمایش کنید. اگر شکست خورد، آن را خیلی را خیلی راحت بپذیرید، و راهی دیگر را امتحان کنید. مهم این است که تلاش کنید.
- من موفقیتم را مدیون شنیدن بهترین نصیحت ها و انجام دقیقاً عکس آن می دانم.
- آنچه از زندگی نصیبتان می شود بستگی به این دارد که: با کودکان مهربان، با سالخوردگان دلسوز، با گرسنگان و با ضعیفان و قدرتمندان بامدارا باشید. چون ممکن است خودتان هم روزی یکی از اینها باشید.
- شکست ما باید پایه و بنیادی مستحکم برای پیروزی های آینده باشد.
- دوست دارم کارهای بزرگ و منحصر به فرد انجام دهم، اما وظیفه ام انجام کارهای کوچک و پیش پا افتاده است طوری که گویی کارهایی بزرگ و منحصر به فردند. دنیا نه فقط با اقدامات بزرگ و قدرتمندانه قهرمانان، بلکه با کارهای کوچک اما صادقانه کارگران پیشرفت می کند.
- بزرگترین تحسینی که تابه حال شنیده ام وقتی بود که کسی از من پرسید به چه فکر می کنم، و با علاقه به پاسخ من گوش داد.
- یاد گرفته ام که اگر کسی با اطمینان در راه امیال و آرزوهایش پیش رود، و تلاش کند تا آنطور که دوست دارد زندگی کند، با موفقیتی چشمگیر و غیرمنتظره روبه رو خواهد شد.
- اگر فکر می کنید می توانید، حتماً می توانید. و اگر فکر میکنید که نمی توانید، حق با شماست.
- نمی توانم فرمولی برای موفقیت به شما بدهم، اما می توان فرمول شکست را در اختیارتان قرار دهم و آن این است: برای خوشنود کردن دیگران تلاش کنید.
- به من یک کارمند ساده اما باهدف بدهید، تا به شما انسانی تحویل بدهم که تاریخ را دگرگون می سازد. یک قهرمان بی هدف به من بدهید، یک کارمند ساده تحویلتان میدهم.
- نمی توانید در رویا خودتان را جای شخصیت های مختلف بگذارید. باید چکش بزنید و یک انسان تقلبی جعل کنید.
- وارد مبارزاتی شوید که آنقدر بزرگ باشند که به حساب آیند و آنقدر کوچک باشند که بتوانید در آنها پیروز شوید.
- هیچ کس فقط با خوشحال و راضی بودن به کجایی نمی رسد.
- من موفقیت را با میزان کمک هایی که فرد به هم نوعان خود می کند، می سنجم.
- برای پرواز کردن باید مقاومت و پایداری داشته باشیم.
- برای موفق شدن باید اول باور کنیم که می توانیم.
- بزرگی در این نیست که کجا ایستاده باشیم، به این است که به کدام جهت در حرکت باشیم. گاهی باید در جهت باد و گاهی مخالف با آن حرکت کنیم. آنچه مهم است این است که باید حرکت کنیم، نه اینکه بی اراده در گوشه ای بنشینیم.
- کسی که سعی می کند تنها زندگی کند، هیچوقت به عنوان یک انسان موفق نخواهد شد. قلب او اگر به قلب کسی دیگر پاسخ ندهد، پژمرده می شود. ذهن او، اگر فقط انعکاس افکار خود را بشنود، پلاسیده می شود.
- رمز خوشنودی از کار در یک کلمه خلاصه می شود: مهارت. وقتی بدانید که چطور کارتان را به خوبی انجام دهید، از آن لذت خواهید برد.
- جوان ها چون نمی دانند چطور محتاط باشند، به ناممکن اقدام می کنند—و نسل به نسل به آن دست می یابند.
- انسانهای سطحی به شانس اعتقاد دارند. انسان های قدرتمند به علت و معلول معتقدند.
- کارهایی را باید انجام دهیم که خودمان به آن معتقدیم، نه آنچه مردم فکر می کنند. این قانون که هم در زندگی فکری و هم عملی دشوار می نماید، تفاوت بین پستی و بزرگی را ایجاد می کند. این کار از ای جهت دشوار است که همیشه آدم هایی وجود دارند که فکر می کنند بهتر از شما می دانند وظیفه تان چیست. برای زندگی کردن در جمع، راحت تر این است که دنبال حرف دیگران برویم و برای زندگی کردن در عزلت و تنهایی راحت تر این است که بر حسب اعتقادات خودمان زندگی کنیم. اما انسان عالی مرتبه کسی است که در میان جمعیت، استقلال شخصی خود را حفظ کند.
- اولین رمز موفقیت، خودباوری است.
- دیر یا زود، آنها که برنده می شوند، به توانایی خود ایمان می آورند.
- فقط آنها که جرات شکست خوردن دارند، موفق می شوند.
- اشتباه است اگر باور داشته باشیم که مردم از موفقیت، موفق می شوند. در اکثر موارد، از طریق شکست هایمان است که موفق می شویم. از هیچ قاعده اخلاقی و پند و اندرزی نمی توانیم به این اندازه درس بگیریم.
- این منتقد نیست که اهمیت دارد، یا کسی که از قهرمانان اشکالتراشی می کند. مهم همان کسی است که در میدان وجود دارد و صورتش از عرق، گرد و و خاک و خون پوشیده شده، کسی که دلاورانه می جنگد، اشتباه می کند و هر از گاهی خسته میشود. کسی که معنای اشتیاق و فداکاری را می داند و خود را در راهی با ارزش فنا می کند. کسی که اگر هم شکست بخورد، در اوج تلاش و مبارزه شکست خورده است و هیچگاه با کسانی که نه معنای پیروزی را می دانند و نه شکست را همنشین نیست.
- اکثر شکست ها نصیب کسانی شده است که نمی دانستند فاصله شان تا موفقیت چقدر نزدیک است و دست از کار کشیده اند.
- وقتی به پول، تحسین دیگران، و شهرت بی علاقه شدید، در نوک قله موفقیت قرار گرفته اید.
- کار را به این خاطر انجام دهید که کار خوبی است، نه اینکه چون فرصتی برای موفقیت به شما می دهد.
- برنده شدن هم یک عادت است، و متاسفانه از دست دادنی.
- بهای موفقیت، کار و تلاش زیاد است. من فکر می کنم اگر شما بتوانید بهای آن را بپردازید، در هر کاری موفق خواهید شد.
- این آزمایش نهایی یک انسان باشخصیت است: احترام او برای افرادی که هیچ ارزشی برای او ندارند.
- 6 خصوصیت مهم برای موفقیت: خلوص، صادق بودن با خود، فروتنی، ادب و مهربانی، خِرَد، نیکوکاری.
- افراد خوب از این جهت خوب هستند که حکمت و دانش خود را از طریق شکست به دست آورده اند. خیلی کم پیش می آید که کسی معرفت خود را از موفقیت به دست آورد.
- موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رفتن بدون اینکه شور و اشتیاق خود را از دست بدهیم
برداشت از تالار گفتگوي كنگره ۶۰
http://forum1.congress60.org/showthread.php?tid=577
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
من چه سبزم امروز
ارسال شده در تاریخ 1387-دي-29 و ساعت 08:08
|
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
روزهاي بد اعتياد
ارسال شده در تاریخ 1387-دي-23 و ساعت 10:33
خاطرات تلخ روزهای اعتیاد
نفسم تنگی می کرد . بدنم سنگین شده بود سست و بیحال، دیگر قدرتی در وجودم احساس نمی کردم مواد تمام تار و پودم را درگیر کرده بود اگر شب مصرف نمی کردم خوابم نمی برد . اگر مصرف نمی کردم توان صحبت کردن و خوردن را هم نداشتم .من یک مصرف کننده شده بودم مصرف کننده ای که هم خانواده داشت هم فرزند و در کانون گرم خانواده درگیر این مسئله شده بود
بخاطر دل دردي ساده به دکتر مراجعه کردم ، به دستور دکتر رژیم غذایی گرفتم چون نظر او این بود که معده ات مشکل دارد . حدود 6 ماه رژیم گرفتم و دارو خوردم . اما همچنان درد سر جایش بود ، بابررسی بيشتر و آندوسکوپی نتیجه گرفتند که عصبی است و اصلا مشکل دیگری ندارم حالا زمانيكه درد تمام وجودم را میگرفت همه فکر می کردند که من عصبی شده ام ، و درد که شروع می شد مرا به نزدیکترین کلینیک یا بیمارستان می بردند و انواع امپول های آرام بخش را به من تزریق می کردند ، چندین بار هم که امپول های زیر جلدی برایم زدند که صدای فریاد من از درد تمام سقف بیمارستان را به لرزه در اورد چرا ؟ من عصبی بودم و نه مشکل دیگری داشتم ، دارو برايم هیچ کاری نمی کرد .
با پیشنهاد اطرافیان به گیاهان دارویی پناه بردم مثل بادیان، ذنیان و ... اما کم و بیش دردها تکرار می شد . مدتها گذشت و این درد لعنتی را با خود حمل می کردم، تااينکه هنگام درد یکی دو پک تریاک کشیدم آنچنان سریع آرام شدم که باور کردنی نبود، چندین بار این درد را با تریاک آرام کردم طوری که ترجیح دادم بجای خوردن دارو ها و تزریق آمپولها ، فقط در موقع درد كمي مصرف کنم ، تا ارام بگیرم ، این دردها مکرر ادامه داشت تا اینکه دیگر دوست داشتم اگر دردی هم ندارم مصرف کنم، چه درد داشتم و چه نداشتم مواد را دوست داشتم و توسط آن برای خودم آرامش را طلب می کردم اما غافل از اینکه از چاله ای در چاهی افتاده بودم ، در مسیری قرار گرفته بودم که انتهای آن به نا کجا آباد ختم می شد. من اصلا مواد را نمی شناختم ، نمی دانستم وقتی که مصرف می کردم چه تخریبی در من به وجود می آید و زیبا رویی را می دیدم که عجوزه ای بیش نبود . گرفتار جادویی شده بودم که خودم هم نمی دانستم در دامن آنم .
این مسیري بود که خودم با جهالت خودم انتخاب کرده بودم . مسیری که مرا از همه عزیزانم دور می کرد و مرا به اسفل السافلین هدایت می کرد ، به راستی آن موقع هیچ وقت فکر این را نمی کردم که شاید یک روزی ممکن است من هم معتاد شوم ، و فکر می کردم من با دیگران فرق دارم و یا تافته ای جدا بافته ام و این مشکل برای من به وجود نمی اید .
در یک میهمانی روز که به نیمه رسید احساس کردم سردم شده و بیحالم ، استخوان های بدنم تیر می کشد خمیازه، دلشوره و کسلی سراغم آمده بود دلم یک چیزی می خواست ، یک گم کرده داشتم که برایم خیلی مهم بود کم کم دل دردها شدید شد . سریعا از آنجا به منزل خودمان رفتم همین که رسیدم مصرف کردم ،آرام شدم و تمام مشکلاتم حل شد تصمیم گرفتم که هیچ کجا نروم که راحت باشم این مصرف ها که در ابتدا درموقع درد بود دیگر هر روزه شده بود مدتی گذشت و طی چند ماه تبدیل به روزی 2بار شد . حتی برای انجام دادن کارهای منزل هم نیاز به مواد پیدا کرده بودم و مصرف می کردم . سالها گذشت و من همچنان مصرف می کردم . افکارم ضایع شده بود ، دردهایم بیشتر شد بود ، دیگر نمی توانستم خوب فکر کنم یا به چیز درستی فکر کنم ، که مرا به جایی برساند ، حالا دیگر مصرف من 10 برابر شده بود . مواد دیگر حالت مسکن و ارام بخشی برايم نداشت
احساس پوچی و بی ارزشی می کردم و می گفتم اصلا خدا چرا مرا افریده این همه بنده به این خوبی دارد مرا می خواهد چه کار ؟نفس من طلب مواد می کرد و من هم می کشیدم و حرف عقل دیگر خریداری نداشت .
همه را در مقابل خودم می دیدم ، آنها را گناه کار می دانستم همه را مسئول بدبختی خودم می دانستم ، از همه توقع داشتم ، و از همه طلب کار بودم این بازی حدود 10 سال ادامه داشت و مشکلات و ناهنجاری های اعتیاد را که بسیار سنگین بود بر دوش خود میکشیدم با خیلی ها قطع رابطه کرده بودم تنها شده بودم اگر کسی زنگ خانه مان را میزد از ترس می مردم از صدای آیفون منزل که به صدا در می امد لال می شدم و می لرزیدم که مبادا کسی وارد خانه بشود . هزار تا بد و بیراه به خودم می گفتم مردم را دوست نداشتم چون من با انها فرق می کردم تقریبا کسی نمی دانست که من مصرف کننده هستم من در خفا و پنهانی مصرف ميكردم
دیگر نمی دانستم چه کنم ؟ تا ظهر می خوابیدم ، بیدار که می شدم با یک دنیا کسلی کمی مصرف می کردم تا بتوانم راه بروم ، کمی از کارهایم را انجام می دادم و دوباره می کشیدم همینطور تا شب ادامه پیدا می کرد شب هم غذا درست کردن و کار و دوباره مصرف تاموقعی که هوا روشن می شد ، و همه می خواستند سر کار بروند گاهی صدای اذان صبح را می شنیدم نا خود اگاه اشک می ریختم ، دلم مالامال غم می شد خدا را صدا ميزدم ، می گفتم چه کنم خدایا من آبرو دارم ، من کجا بروم ؟ به که بگویم ؟ چه کسی غم مرا درک می کند ، چه کسی می فهمد من چه ميگویم .
خواب یک مصرف کننده با خواب فرد معمولی فرق می کند . آرامش ندارد و احساس خوبی به انسان دست نمی دهد ساعتش با ساعت خواب دیگران میزان نيست برای همین از خوابم هم بدم می آمد جلوی آینه ای می رفتم صورتم را بشویم رنگ پوستم لکه لکه و تیره شده بود .وزنم به میزان زیادی کاهش پیدا کرده بود چشمانم گود افتاده و زرد شده بود ، صورتی بی فروغ و روحیه ای بسیار غم آلود و گرفته .چهره ام در مقایسه با قبل از مصرف مواد قابل مقایسه نبود این مسئله را همه ميدانستند ولی من فکر می کردم هیچ کس نمی داند و نمی فهمد .
روزانه بیش از 2 یا 3 گرم مصرف تریاک داشتم ، اگر شیره بود شیره می کشیدم اگر جایی بود که نمی شد بکشم می خوردم
بدنم ، سنگین و کند شده بود هیچ شور و فعالیتی درونم احساس نمی کردم .
حدود 7 سال مصرف کننده بودم ، مشکلی پیش آمد که باید هر چه زودتر جراحی می کردم و جز این راهی نداشت . شرایط خیلی بد بود و چاره ای نداشتم .
بعد از جراحی درد آنقدر شديد شد که توان فریاد هم نداشتم نفسم بند امده بود فقط به همسرم اشاره می کردم زود چند پوک بده بکشم شاید آرام شم . گفت چه می گویی توی بیمارستان که جای این چیزها نیست التماس می کردم درد خیلی شدید بود دیگر نایی برایم نمانده بود گفت اینجا که نمی شود بوی تریاک همه جا را پر می کند نمی دانستم از کجا این فکر به ذهن من رسید که حالا هنوز با یاد آن موضوع خنده ام می گیرد . واقعا نمی دانم نفس چگونه خواسته اش را به هر نحوی شده طلب ميکند و راه حل های متفاوتی هم در این راستا به ذهن می رسد . و من متعجبم !! به همسرم گفتم : دوتا فقط دوتا دود مرا ارام میکند او گفت اخر چطوری اینجا سیخ و قرقری بیاورم؟ بین این همه بیمار و پرستار ؟ گفتم سیخ و قرقری نمی خواهد یک هویه بیار اینجا بزن به برق و یک کاغذ لوله کن ، سریع تمام می شود زود باش ، تورا به خدا دارم می میرم ، او دلش برایم می سوخت از درد من رنج می کشید . پیشنهاد یک مسکن داد گفتم نه ، من از آمپول و دارو حالم به هم می خورد کمی تریاک در آب جوش حل کرد و در دهانم ریخت ولی چون تازه به هوش آمده بودم حالت تهوع هم داشتم همه را برگردان کردم . و حالم هم خیلی بد شد و در نهایت به من مسکن تزریق کردند .
وقتی من از همه دور افتاده شدم و فاصله گرفته بودم درد و رنجی را تحمل می کردم که هیچ کس نه می دید و نه می فهمید من برای مصرف کردنم باج سنگینی را پرداخت می کردم ، اصلا صبح را نمی دیدم شب را دوست داشتم ، که همه خوابیده بودند من آنموقع احساس امنیت می کردم و هیچ صدايی اطرافم نبود و خودم بودم و تمام ساعات شب ، که یا کار می کردم یا قصه های تلخ و تنفر از دیگران را برای خود می بافتم ، که کی بد است ، کی نامهربان است ،کی باید برای من چه میکرد ؟ کي باید به داد من می رسید کی از من دوری می کند ؟ دنیا چقدر بی وفاست و من اسیر ودرگیر چیزی شده بودم که فکر می کردم که فقط من هستم و فقط این مسئله مال من است انرا ننگ می دانستم واز خودم هم بدم می آمد ولی چاره ای نداشتم ، گریه می کردم و با خود می گفتم خدایا این چه بدبختی بود که سراغ من آمد ، این چه بلایی بود که من درگیر آن شدم و این چه راهی بود که من ندانسته در آن افتاده بودم
ادامه دارد....
www.c60.ir
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
0 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
شربت ترياك
ارسال شده در تاریخ 1387-دي-21 و ساعت 04:22
شربت تریاک ( اُپیُم )
نزدیک ده سال است که ما در این زیر زمین به فعالیت و درمان مشغول هستیم و در ابتدا بسیار کار مشکلی بود و خدا را شکر که دید جامعه به مواد مخدر و مصرف کننده تغییر کرده است . قبلا˝ معتادان را اگر کنار هم جمع می کردند درمانی صورت نمی گرفت و شاید باعث انتقال بیماری ها به هم بودند ، و اگر ده نفر را دریک اتاق می کردند اگر یک نفر از آنها هپاتیت داشت با استفاده از سرنگ مشترک این بیماری را به دیگران انتقال می داد و این نتیجه خوبی نداشت و هزینه و وقت را هدر می دادند .
کنگره 60 گروه ها و روش های درمان دیگر مانند کمپ ها و ngo های دیگر را قبول دارد و با پزشکان ترک اعتیاد هیچ مخالفتی ندارد و به آنها احترام می گذارد ، هر کسی را بهر کاری ساخته اند .
ولی یک مسئله وجود دارد در مورد بحث های درمان اعتیاد که وارد بحث های علمی می شود و زمانی که صحبت از بحث و دیدگاه علمی باشد دیدگاه ما متفاوت است . و ما ظرف ده سال به این دیدگاه رسیده ایم .
چون علمی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص می باشد ، ما می گویم اعتیاد درمان دارد و شخص درمان شده می تواند به هر جا که مصرف کننده وجود دارد برود ، و کنگره بر این اعتقاد است که شخص مصرف کننده مواد ، مشکلاتی که دارد در سیستم بیوشیمی بدن او می باشد و در پزشکی هم این مسئله وجود دارد ولی به آن توجه ای نشده است و اگر شخص مصرف کننده درد زیادی دارد به دلیل این است که آنکفالین خوب کار نمی کند و یا شادی و نشاط ندارد پس دوپامین دچار مشکل می باشد .
پس اعتیاد مسمومیت نیست و جایگزینی مزمن می باشد ، مواد مخدر بیرون جایگزین مواد مخدر درون بدن می شود . و بهترین دارو ، تریاک می باشد که می توان بر روی افرادی که مصرف تریاک – کراک – قرص – شیشه و حتی بیماری های روانی و بیماری های متفاوتی که راه درمانی ندارند استفاده کرد ، البته با برنامه ریزی و مقدار مناسب . پس کنگره در مورد درمان اعتیاد به نتیجه درستی رسیده است که جهانیان از آن بی خبر هستند و رسیدن فرد معتاد به مرحله ای که درمان شود و هیچ گونه مشکلی نداشته باشد را نمی دانند و اگر آنها از این موضوع اطلاع پیدا کنند باید جایزه نوبل را به کنگره بدهند .
خوشبختانه همان گونه که خداوند جلودار واقعی است و راه را نشان می دهد مسئله شربت تریاک مطرح شد .
و شربت تریاک را به عنوان دارو پذیرفتند ، و این شربت یک دوز مناسب و یک ساز کاردارد که اگر طبق آن دوز و آن شرایط اجرا شود موفقیت آمیز خواهد بود . 30% این طرح موفق بوده است .
و ما ابتدا روی تریاک و کراک شروع کردیم و نتایج بسیار خوبی به دست آوردیم و مصرف اعضای کنگره خیلی کمتر از مراکز دیگر بود . و در مرحله جدید ما باید پروژه شربت تریاک را دوباره شروع کنیم و با یک سری تهسیلات بهتر و این طرح بر عهده راهنمایان و مرزبانان خواهد بود و آزمایش از این مرحله برداشته شده است و پرسش نامه های هر سه ماه یکبار توسط مرزبانان پر می شود و با کمتر شدن میزان مصرف فرد می تواند سه هفته یکبار برای تهیه شربت به مرکز مراجعه کند . تا کار سریع تر انجام شود . از مزایایی شربت تریاک می توان به مواردی اشاره کرد : 1- تریاکی که در شربت اُپیُم مصرف شده است ، بسیار مرغوب می باشد ،2- اندازه گیری آن بسیار آسان است و به واحد CC ، 3- شخص با توزیع کنندگان مواد مخدر رابطه ای ندارد ، 4- از نظر قانونی مشکلی نیست ، 5- قیمت آن مناسب می باشد .
راهنمایان باید روی یک پروتکل خاصی حرکت کنند و به رهجو های خود بیشتر از 10CC در روز ندهند .
روش تدریجی در سه حرف DST خلاصه شده است که D ضریب 8/0 است و ضریب تعیین کننده است .
برای تیپر الکل – تریاک – حشیش – قرص و هروئین از ضریب 8/0 استفاده می کنیم .
مثلا˝ : اگر فردی در روز 600CC الکل مصرف می کند اولین کار این است که مصرف شخص را در روز مشخص می کنیم و نوع الکلی که مصرف می کند مد نظر نیست و مبنا بر الکل مصرفی گذاشته می شود و در مرحله بعد میزان مصرف و تعداد وعده ها مشخص می شود تا شخص روی همان میزان مصرف پایدار شود که ممکن است زمان پایداری متفاوت باشد . برای کاهش دادن ، 600CC را در 8/0 ضرب می کنیم .
600 * 0/8 = 480 و حرف S پله های 21 روزه است و فرد باید تا 21 روز روی میزان مصرف 480CC بماند و در پله بعدی 480CC را در 0/8 ضرب می کنیم که در پله بعدی 384CC به دست می آید و حرف T حداقل زمان پروژه است که حداقل آن 10 ماه است و این 10 ماه میانگین است و نباید کمتر باشد و 11 ماه بسیار زمان خوبی است ، و بستگی به شرایط شخص ، راهنما می تواند مقدار مصرف را کم و یا زیاد کند .
اگر شخصی روزی 5 گرم تریاک مصرف می کند و در سه وعده ، بعد از ثابت شدن در مقدار مصرف برای کاهش دادن باید 5 گرم را در 8/0 ضرب کنیم و به همین ترتیب ادامه می دهیم تا پله های بعدی تعیین شود . برای کسانی که مصرف قرص دارند نیز باید از این فرمول 8/0 استفاده کرد ، و این فرمول در هر ماده مخدر قابل اجرا می باشد . و برای کراک به همین صورت است ولی ممکن است کمی تغییر کند و راهنمایان باید مقداری انعطاف داشته باشند و در شرایط خاص تصمیم های دیگری بگیرند .
در هرCC شربت تریاک 100 میلی گرم تریاک وجود دارد و این 100 میلی گرم خیلی قوی تر از تریاک بیرون است و مقدار الکل ناچیزی در آن وجود دارد در حد 1CC می باشد . و با وجود الکل در شربت اُپیُم خیلی سریع جذب می شود . مخصوصا˝ روی کراکی ها خیلی خوب جواب می دهد و هیچ ناخالصی ندارد و ممکن است مواد نگه دارنده هم داشته باشد .
برای تغییر طعم آن افراد می توانند شربت را با آب و یا آبمیوه و... استفاده کنند .
برای تبدیل کردن شربت تریاک به تریاک باید از ضریب 9 استفاده کرد مثلا˝ : 2 گرم تریاک در ضریب 9 معادل 18CC شربت اُپیُم است .
در مرحله اول ما طبق مصرف فرد شربت تریاک می دادیم ، مثلا˝ : اگر فردی 5 گرم تریاک خوراکی مصرف می کرد 5 را در 9/0 ضرب می کردیم و حاصل 45CC می شد که خیلی زیاد بود . و از شربت تریاک می توان برای درمان : تریاک – کراک – شیشه – هروئین – حشیش و نورجیزک و... استفاده کرد .
و در مواد مخدر که به صورت تزریقی استفاده می شوند اگر تعداد تزریق بالا باشد ، مثلا˝ : تعداد 10 تا 15 بار در روز باشد ما باید در ابتدا مدتی را قائل شویم برای وضعیت روحی و روانی و جسمی فرد و تزریقات فرد را به حداقل برسانیم و بعد پروژه را اجرا کنیم مخصوصا در تزریق های نورجیزک و خانواده آن که دارای کورتون هستند و به یکباره نمی توان آن را قطع کرد . و باید به فرد فرصت داد تا در عرض یک هفته مقدار تزریق خود را پایین بیاورد و حداقل به 2 یا 1 بار تزریق در روز برساند تا بتوانیم پروژه را شروع کنیم .
ما یک مسئله داریم به نام سازگاری یعنی هر فردی هر ماده مخدری که مصرف می کند بدن با همان ماده مخدر سازگار می شود و اگر فردی تریاک را به صورت دودی و با وافور مصرف می کند به او بگوییم که باید تریاک خود را توسط قرقری و یا سیخ و سنگ مصرف کند فرد تا مدتی بالانس نیست .
و یا اگر فردی تریاک را می کشد و به او گفته شود که آن را بخورد به جواب خوبی نمی رسد و یا برعکس .
نوع جذب شدن مواد متفاوت است . پس اگر روی یک ماده مخدر ما تغییراتی را ایجاد کنیم سیستم به هم می خورد و این مسئله سازگاری در وعده های مصرفی و ساعت مصرف نیز می تواند اختلال های به وجود آورد .
ممکن است این سئوال پیش بیایید : چرا برای تمام مواد مخدر تریاک را استفاده می کنیم ؟ چون تریاک ترکیبات و مشتقات متنوعی دارد مثل : مرفین – کدئین - نارکوتین – پاپاورین – نارسیئن – کدامین و .... و هر کدام خاصیتی دارند . که در کنار هم قرار گرفته اند و هم شادی آور هستند و هم خواب آور و هم ضد خواب آور و ...تمام این ترکیبات به صورتی در کنار هم قرار گرفته اند که می تواند بهترین دارو باشند و هیچ کدام از ترکیبات آن توهم زا نیستند
و پروتکل تمام این مواد مخدر را با دوز 3CC برای سه روز اول ( برای مصرف کنندگان کراک – شیشه – تریاک دودی و ... برای برقراری سازگاری ) در سه وعده 1CC استفاده می شود . و باید ساعت مناسبی برای مصرف آن در نظر گرفت و در این سه روز فرد باید یک سری مسائل را تحمل کند و این اطلاعات را باید راهنما به رهجو بدهد .
بعد از سه روز میزان مصرف را دو برابر می کنیم و از 3CC به 6CC تغییر می دهیم ، و تا 21 روز فرد باید روی همین مصرف بماند و بعد از 21 روز اول مقدار مصرف را در 8/0 ضرب می کنیم .
6 ÷ 0/8 = 7/5 و به همین ترتیب ادامه می دهیم تا به 9CC برسیم و بعد از گذشت 21 روز شروع به کاهش می کنیم .
امیدوارم پروتکل شربت اُپیُم دست آویزی برای دیگران نشود و مشکل بازار سیاه را به دنبال نداشته باشد و خدا را شکر می کنم که تا این مرحله کنگره 60 بسیار موفق بوده است و افرادی که می خواهند وارد این پروژه شوند باید حداقل 10 جلسه درجلسات کنگره شرکت کرده باشند و حدودا˝ یکماه .
فرمول DST از 14 قوانین کنگره پیروی می کند .
تلخيص توسط دبير جلسه ، همسفر عليزضا
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
قربانيان مواد مخدر
ارسال شده در تاریخ 1387-دي-7 و ساعت 10:05
دسته عزاداری به طرف مسجد در حرکته ، امروز مراسم ختم و سوم پسریه که قربانی مواد شده ، افراد فامیل و همسایه ها و دوستان مشکی پوش رحیم در حال زنجیر زنی هستند و مداح جوونی که شال مشکی به گردن انداخته با صدایی پر سوز میخونه ..
عجب رسمیه رسم زمونه ، قصه برگ وباد خزونه
میرند ادمها از اونها فقط خاطرهاشون به جا میمونه
زن در حالی که به عکس رحیم که با روبان سیاهی تزیین شده نگاه میکنه با دنیایی غم واندوه به دو شب پیش از مرگ رحیم فکر میکنه ، به یاد موقعی که رحیم زنگ در خونه اونها را به صدادر اورد و به محض ورود با ناراحتی به او گفت که پسرش را تو شرایط بسیار بدی دیده و از او خواست که حتما به میدان .... بره و پسرش را پیدا کنه ، چون هر ان امکان داره او بخاطر حال بدی که درگیرش شده ، بمیره !!! او نگران مرگ دوستش بود در حالیکه طفلک خبر نداشت که دو روز دیگه قراره خودش غزل خداحافظی را بخونه ..........
وقتی رفت مادر پای سجاده نشست ، با حال بد واشک ریزان از خدا خواست که نگهدار بچه او باشه ، پسری که نکبت مواد او را به خیابون فرستاده بود ..
رحیم هم مانند پسر زن یک مصرف کننده هروئین بود ، بچه ای ساده و پر انرژی که ناخواسته اسیر این سم مهلک شده بود و کارش به تزریق و سرنگ کشیده بود ..
پدر ومادر رحیم تمام زندگیشون شده بود مراقبت از رحیم و تمام تلاششون این بود که پسرشون را از این دام نجات بدن اما متاسفانه تمام زحمتهاشون بی نتیجه موند ..
دسته عزاداران به جلوی مسجد رسیده حالا طبالان ، سه ضرب میزنند و صدای سنج ودهل ادم را یاد روز عاشورا می اندازه ، زنجیر زنان با تمام وجود زنجیرزنی میکنند و صدای گریه و ضجه زنانی که پشت سر دسته ایستادند اشک خیلی از مردهای سیاه پوش را درمیاره ...
زن در حالی که گریه میکنه یاد اخرین نقش چهره رحیم می افته چقدر اون شب هراسان وسر درگم بود و با چه نگرانی و دلهره ای با او حرف میزد !!! شاید حس ششم او از رفتن خبر داشت !! رحیم رفت در حالی که کنار افراد خانواده بود ، او صبح زود مصرف میکنه و بلافاصله اوردوز میکنه ، مادر رحیم تا ظهر متوجه مرگ پسرش نشده بود و فکر کرده بود او مانند همیشه تو حالت چرته !! غافل از اینکه دنیای چرت ونئشگی، دوره درد و عذاب دنیایی پسر به اخر رسیده !!!!! زن یاد قسمتهایی از سروده سهیلی می افته هر چند کامل نمیتونه این شعر را به یاد بیاره ....
بیا با هم بگرییم ....... بیا با هم بنالیم
بیا سوز دل پر درد خویش را به خاموشان بگوییم
بیا با پنجه ها خاک سیه را بکاویم که از هر گوشه اش صد گل براریم
بیا همراه مادرهای تنها به گورستان خاموش نشان نوجوانان را بجوییم
چه سخت است به دست خود جوانی دلربا را به گورستان سپردن
ودر ان غربت تلخ صدای ضجه مادر شنیدن
بیا با هم بگرییم بیا با هم بنالیم
بیا همراه مادرهای تنها به گورستان خاموش نشان نو جوانان را بیابیم ..
به راستی اگر میشد گلهای پر پر و مدفون شده به دل خاک سیاه را شناسایی کرد چند در صد از اونها قربانیان مواد بودند ؟؟
از دستنوشته هاي خانم نيكي .
برداشت از تالار گفتگوي مصرف كنندگان مواد مخدر
http://www.forum1.congress60.org/showthread.php?tid=371&page=3
[ نویسنده : rahmat ][
موضوع : عمومي ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]